2.2.2

  • ۱۲:۲۵
پوووووفففف عجب وضعی شده
هر صبح پاشو بیست و دو جلسه قلب رو بزار جلوت نگاشون کن تاااا شب.
هی افسرده شو.هی تف و لعنت بفرست واسه زندگی
بعد آخر شب تصمیم بگیر که«فردا رو نمیزارم اینطوری هدر شه،صبح زود بیدار میشم که یه ذره پیوند برقرار کنم با حس زندگی»
بعد صبح که چشاتو باز میکنی ساعت یازده باشه:/

کلا خیلی اهل گشت و گذار نیستما اما تایم امتحانا هی فک میکنم دست و پام بسته س و نمیتونم کاری کنم:|
  • ۴۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan