2.3.7

  • ۱۷:۴۳

به طرز خیلی تعجب انگیز آمیزی یکی از بلاگرها رو تو خواب دیدم در حالیکه قبل خواب به وبلاگ سرنزدم و توفازش نبودم و غرق در رادیولوژی (بخشی که این ماه توشیم) خوابیدم.

اولش خیلی خوش خوشان بود فضای خواب و وقتی دلیل خوشالی بلاگر مورد خواب رو پرسیدم گف ازدواج کرده و بعد هشت سال به عشقش رسیده:) اما یهو فضا جنگی شد انگار و حتی به نظرم تا جایی که یادمه اون بنده خدا تیر خورد!!



پ ن:همش یه هفته موند از رادیولوژی،نمیدونم من خیلی پایه م ضعیفه یا اساتید خیلی الکی و گذرا تدریس میکنن:| ولی خب در کل بخش راحتیه:)

  • ۴۵
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan