2.5.6

  • ۰۸:۲۴
یکی از بچه های کلاسمون به اسم مریم سر یه مسائل بی خودی باهام سرسنگین شده بود در حدی که حفظ ظاهرم نمیکرد و یهو میدیدی به کناریم سلام میداد و حال احوال میکرد و منو کلا نمیدید:|
دیشب خواب میدیدم یه گربه ای پشت پنجره س مام چن نفر داشتیم باهاش بازی میکردیم یهو دیدم عه مریمم هس یه پرده ای اون وسط بود اونو یه جوری گرفتم همو نبینیم کلا چون طبق معمول میدید میخواس خیلی تابلو بی محلی کنی.
یهو خودش پرده زد کنار با لبخند بهم دست داد و احوال پرسی کرد!
بعد از صبح که پاشدم داشتم فک میکردم مریم تو خواب من چیکار میکرد و چرا مهربون شده بود و تعبیرش چیه و...
که همین چن لحظه پیش تو سالن طبقه اول بیمارستان دیدمش لبخند تحویل هم دادیم و سر خم کردیم به نشانه سلام:) دیدم تعبیر خاصی نداشته:)
فک کنم چون یهویی دید مغزش فرمان نداد رو برگردونه.حالا جلو مردم بود بازم رو برمیگردوند:)
شایدم الان بره واسه دوس پسرش تعریف کنه که:سرصبحی این دختره رو دیدم روزم خراب شد:)
  • ۴۸
شـمـلـ ـیا
من اکثر اوقات خوابام به واقعیت تبدیل میشه :)))
چه خوب ولی وقتی خواب بد ببینی..چه بد!
ناشناس
شاید پریود بوده ، این رفتارها از دخترا تو این ایام عجیب نیست :/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan