2.9.1

  • ۲۲:۵۴
امروز یه خانوم مسنِ گوگولی مگولی که یه چادر بسته بود به کمرش عصا زنون وارد درمانگاه پوست شد.
ینی باید حضور میداشتین و ری اکشن استاد رو میدیدین .
خودایااا تقریبا ده دیقه ای طول کشید تا از دم در برسه تا صندلی کنار استاد.و استاد تمام این ده دیقه رو داشت در سکوت و با لبخند نیگاش میکرد.
بالخره رسید به صندلی ،نشست،عصاشو تکیه داد به میر استاد..
استاد دستشو دراز کرد که دفترچه ش رو بگیره و خانومِ مسنِ گوگولی مگولی تازه یادش افتاد بیوفته به جون کیفش و دنبال دفترچه بیمه ش بگرده و بار در تمام این مدت استاد در سکوت و با لبخند نیگاش میکرد.
نهایتا دفترچه پیدا شد و رسید دست استاد.
استاد پرسید:خب مادر مشکلت چیه؟
چی بگه خوبه؟!
گفت:نمیتونم برم دسشویی!کلیه هام قفل شده!
استاد یک لحظه کُپ کرد.درمانگاه پوست چه ربطی به کلیه داره!
استاد:خب مادر اینا که به من مربوط نمیشه،مشکل پوستی چی داری.
خانومه:پوستم هیچیش نیس کلیه هامه فقط دکتر
استاد:خب مادر اونو باید بری داخلی
خانومه:رفتم همه رو رفتم
.
دوستان ینی این خانومه همه ی درمانگاه ها رو رفته بود چون تهش وقتی استاد در جواب سوالش که «الان شما هیچی نمینویسی؟» گفت«نه،تخصص من نیس» خانومه در حالی که عصاشو برمیداشت گفت« خب،همه ی درمانگاه های طالقانی رو رفتم،فقط اینجا مونده بود که اینم اومدم»
ینی گوله نمک بودا:))
.
پ ن:بیاین قول بدیم وقتی بابا مامانمون پیر و کم حواس شدن خودمون ببریمشون دکتر،تنهاشون نزاریم با درداشون که طفلکیا حتی ندونن واسه کدوم دکتر باید وقت بگیرین
  • ۲۷
اردیبهشت ..
چه نتیجه گیری قشنگی
^_^
محسن رحمانی
درسته.
البته:)
آشنای غریب
قول میدیم تا جایی که بتونم فراموش نکنیم
عافرین و هزار عافرین بر شما
yasna sadat
عجب پستی بود..

^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan