2.4.7

  • ۲۱:۴۷
هر موقع هر چی از خدا میخوام در جا اجابت میکنه،همیشه هم هوامو داره.
مثلنش آخرین باری که خیلی ویژه هوامو داشته همین دو روز اخیره.
تو تقسیم بندی،کشیک من امروز بود.تقسیم بندی هم کاملا خودسرانه از طرف نماینده بود نه قرعه کشی.
پریروز دوستم گف من دوشنبه ظهر کار دارم بیا جابه جاشیم.تو دوشنبه واستا من سه شنبه.
گفتم باشه.
حالا بچه هایی که امروز کشیک بودن باید مورنینگ فردا رو ارائه بدن.اتند رسما ارائه دهنده رو میشوره و میچلونه.
اگه اون درخواست جابه جایی از طرف دوستم نبود الان فکرم درگیر مورنینگ فردا بود و کلی استرس ریخته بود به جونم:)
امااااا...
یه خواسته ای دارم از خیلی وقت پیشا..هیچ جوره اجابت نمیکنه این یه قلمو.
واقعا هر جوری که حساب کنی محتاج اجابت این خواسته م.
یه نیت چهل روزه کردم برای اجابت. تقریبا به نصف رسیده.دعا کنین تا پایان چهل روز امضای اجابتو بگیرم از اوستا کریم:)
جدی جدی محتاج دعام.میشه؟
  • ۳۸

2.4.6

  • ۲۲:۵۶

هنوز که هنوزه تهوع صبح گاهی دارم:/

تا الان که بخش اعصاب بودیم و اتندا دیر میومدن تا شروع رسمی راند من دل و رودم به یه ثبات نسبی میرسید اما از این به بعد که راس هفت و نیم باید سر کلاس مورنینگ باشم خدا به داد برسه.

هر شب دعا میکنم صبح امونم بده ولی نمیده.

دکتر گفته علتش کیسته و دارو هاتو بخوری اون رفع شه تهوع هم خوب میشه.فقط لحظه شماری میکنم برای صبح های بدون تهوع:|

بدشانسی هم درست افتاده وسط تایم کاری ،تعطیلات بود غمم نبود که.

  • ۳۵

2.4.5

  • ۲۱:۰۵
به خاطره گفته بودم برای این دو روز برام مرخصی بگیره،نگرفته و هیشکی هم نفهمیده من نیستم:)
شنبه و یکشنبه به علاوه حمعه،با پنجشنبه ای که بخش نداشتیم..سر هم میشه چعار روز که بخش نرفتم و فردا امتخان عملی پایان بخش اعصابه.
انگار که این چهار روز اندازه چهار قرن از فضای بیمارستان دور بودم و فک میکنم فردا به شدت احساس غریبی خواهم داشت.
.
امیدوارم این بخش هم به خوبی و خوشی تموم شه تا اینترنی:)
.
بخش بعدیمون جراحیه،امروز رفتم از این لباس سبزای اتاق عمل خریدم:)
  • ۲۵

2.4.4

  • ۲۰:۴۷
باور نکردنی و عجیبه ولی امروز پنج جلسه اعصاب خوندم:)))
.
امروز و فردا بخش رو پیچوندم.امروز سر یه ساعت اتند آف کرده بچه هارو ،خدا فردا رو به خیر کنه که اگه بفهمن حتی ممکنه تا تمدید بخش هم برم!!انصافا دو روز مرخصی حقمه:)
.
من در بیست وسه سالگی آیا حقم نیس که...؟؟(بزار شان و منزلت خودمو حفظ کنم سکوت کنم):دی
  • ۳۳
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan