سیاهِ سیاه

  • ۰۰:۲۳
مرگ اتفاق وحشتناکیه
مصیبتی که باهاش میاد نقطه پایان نداره
تموم نمیشه

خانوم همسایه مهربون،که مامان میگه جای خواهرش بود،فوت شد.
انتظارشو نداشتم..

دخترش..:((((

تلفن خونه زنگ‌زد،مامان نیگا کرد گف شماره نادره خانوم ایناس و جواب داد..

«خودتونین نادره خانوم؟
کی؟
گریه...»

خواهرش زنگ زده بود خبر بده و‌صداهاشون شبیه بود:(

همسایه فوق العاده ای بود.موقع سفر بدرقه میکرد،برگشتنی به استقبال میومد،غذا میاورد که از راه رسیدین..اسباب کشی کردیم غذا آورد که فرصت آشپزی نداشتین..پزشکی قبول شدم شیرینی بدست اومدن و خوشحالیشون خیلی بیشتر از افراد فامیلمون بود! بابابزرگم فوت شد فقط اون بود که حواسش به مامانم بود و از مشکی درش آورد.....

خدایش بیامرزد..
  • ۴۹
بهار پاتریکیان D:
خدا رحمتش کنه ..
خدا همه رفتگانو ببخشه و‌بیامرزه
فاطمه :-)
روحش‌ شاد:-( 
ممنون
Lady cyan ※※
؛(
خدا رحمتش کنه
ممنون
خدا همه رفتگانو بیامرزه
رقَـیـه ..
خدا بیامرزتش..
ممنون
د‌ل‌باخته ..
خدا رحمت‌شان کند
خدا همه رفتگانو بیامرزه
ماه نو
روحش شاد..
روحش شاد
gandom baanoo
خدا رحمتش کنه...
ممنون
آی جان قز
خدا بیامرزتشون...
ممنون
آمین
شِمِلـــ ـــیـــا
خدا رحمتش کنه
:( 
ممنون:(
جودی آبوت
خدا رحمتشون کنه
وقتی انقدر خوب بودن شک نکنید که حالشون خوبه...
ممنون
..
قهرمان **
روحشون شاد.
ممنون
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan