2.9.7

  • ۲۱:۴۷

خبببب

جونم براتون بگه که

همونطور که من دوس داشتم دو هفته اول قلب رو افتادیم بیمارستان سبدالشهدا.ینی قسمت سخت کارمون.

این هفته جمعه کشیکم و هفته بعد ،پنجشنبه.و بین این دو تا یه کشیک دیگه هم هست و نهایتا یکی هم بعد از پنجشنبه ،مجموعا چهار کشیک در سیدالشهدا

اینطور که بچه های ماه پیش میگن،پایان کشیک رزیدنت میگه کدوم تخت ارائه میشه و خودش نوار قلب رو توضیح میده برات.که خب اینا خوبن،خیلی خوبن :)

حتی میگن اگر کیس جالبی نباشه فقط اینترن ارائه میده

آخ اگه این چار تا کشیک به خیر و خوشی بگذره هااا ،تا حدودی خلاص میشیم از شر کشیک تاااا اینترنی

.

دقت کردین هی همش منتظرم بگذره،این بگذره خلاص شم،اون بگذره خلاص شم.فقط در فکر گذرم به پیر شدنمم فک نمیکنم!

.

عیدتون مبارک :)

  • ۳۸

2.9.6

  • ۰۹:۴۳
این پست محتوی مقدار زیادی غر میباشد:)
عاغا ینی تو روح این آقاهه که برنامه ریزی گروه بندیا باهاشه:/
ماه پیش بخش قلب بیست و پنج نفر بودن بعد این ماه همش سیزده نفریم:|
سیزده نفر میدونین ینی چی؟
خب الان شرح میدم..
بخش قلب دو تا بیمارستانه،اکسترناش ک ماها باشیم نصف میشبم دو هفته میریم طالقاتی دو هفته سیدالشدا
سیزده نفر چیه که حالا نصف شه چی بشه!
شیش نفر میریم سیدالشدا ،سیدالشدایی که مرکز قلبه،که همه ی تختاش اختصاص داره به مریضای قلب و این ینی مورد داشتیم روزی سی تا بستری هم داشته و خب این میطلبه که کشیکا سه نفره باشن.
سه نفره بودن کشیک ینی یک روز در میون کشیکیم:|
تازهههه کشیکی که مورنینگ فرداش با اکسترنه:|
بعد..ما الان سه ماهه بخشای درمانگاهیمون افتاده بود پشت سر هم ،کلا یادمون رفته مریض چی بود،پرونده ش چه شکلی بود،چجوری شرح حال میگرفتیم.
ینی منی که الان اکسترن ماه دوازده سیزدهم!(شایدم بیشتر حسابش از دستم دررفته :دی ) هیچ تفاوتب با اکسترن ماه اول ندارم:/
بعدددد..روزای جمعه هم کشیک داره حتی:|
ینی اصن هر جمله ای که مینویسم پوکرفیس میشم.این چه وضعیه،این چه زندگی ایه:/
ای بابا ای بابا ای بابا
  • ۳۶

2.9.5

  • ۱۳:۴۰
من و جزوه هام
شما و همه


یا مثلا..


+چه صنمی باهاش داری؟
-نمره م بهش بسته س،نخونمش افتادم.
  • ۲۸

2.9.4

  • ۲۲:۵۱

دلم باران...

دلم دریا...

دلم لبخند ماهی ها...

دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور...

دلم بوی خوش بابونه می خواهد...

دلم یک باغ پر نارنج...

دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...

دلم صبحی...

سلامی...

بوسه ای...

عشقی...

نسیمی...

عطر لبخندی...

نوای دلکش تار و کمانچه...

از مسیری دورتر حتی...

دلم شعری سراسر دوستت دارم...

دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...

دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...

دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...

دلم تغییر می خواهد... 

دلم تغییر می خواهد...



#نیما_یوشیج



خو این شعرو که در جریانش بودین حالا واسه اینکه یه حالی به نیما بدیم و بندری برقصونیمش تو گور..

درفشانی منو بخونین در ذیل :)


دلم تختم

دلم پتوم

دلم بالش

دلم سکوتی مطلق و سرشار

دلم آسوده خوابیدن تا لنگ ظهر میخواهد


دلم صبحی..

سلامی..

بوسه ای..

عشقی..

نه..

هیچ یک از اینها

دلم لش کردن جلو تی وی میخواهد.


دلم رزیدنتی آف کن

 کشیکی بی ادمیت

دلم مورنینگ بی استاد میخواهد!

آری،چه خوش گفت نیما

دلم تغییر میخواهد

دلم تغییر میخواهد


پ ن:با عرض پوزش از جناب نیما و نیما دوستان..

  • ۳۱

2.9.3

  • ۰۹:۵۷

هی گایزززز

اصن میدونستین کانال پنجاه تایی شد:)))))


پ ن: t.me/sukuteporhayahu

  • ۲۴
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan