کاشتن یا کار داشتن؟مسئله این است

  • ۰۹:۲۴

با دوستم قرار گذاشتم که فلانی فردا(که ینی میشه امروز) راس ساعت ده جلوی پاویون باش با هم بریم بخش..گفته باشه.

بعد من اینجوری حساب کرده بودم که:امروز دوشنبه س،اون کلاس نداره منم که عملی دارم ساعت دوازده،پس واسه اون فرقی نمیکنه.ده میریم طالقانی کارمون که تموم شد اون میره خونشون منم که میرم امام واسه کلاسم.

دیشب دیدم تو کانال زدن که کلاس نظری داریم امروز اونم ساعت دو.

بعد دیدم عه اینطوری چقد واسه اون دوستم بد میشه.ده بریم طالقانی بعدش تا دو بیکار و الاف میمونه که:|


صبح که بیدار شدم که طبق قرارمون برم طالقانی دیدم پیام داده که:فلانی جان من کار برام پیش اومده نمیتونم بیام یا خودت تنها برو یا بعد سمیو باهم میریم:/

بعدحالا خوبه من دیروز کلی بهش گفتم من با اونحا آشنا نیستم هیچ رقمه نمیخوام تنها برم.


الان ینی من باور کنم که واسش کار پیش اومده؟بعد هفت کله سحر فهمیده که کار پیش اومده؟

والا به خدا اگه رک و راست میگف من نمیام چون این وسط الاف میشم میگفتم آره حق با توعه ظهر میریم:/


خیلی دلم میخواد باور کنم که راس گفته و کار براس پیش اومده:|

  • ۴۹
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
منِ کودک،منِ خجسته،منِ رها از قید وبندها و هنجارها،منِ قانون شکن ...اینجا مینویسد.
اگر خواندی حرف هایت را برایم بنویس اما بیرون از اینجا درمورد نوشته هایم نگو.
منِ این صفحه با منِ واقعی تفاوت دارد و تو نمیدانی کدام نوشته واقعیست و کدام خیال،کدام درباره خودم است و کدام مال همسایه..
پس مرا با نوشته های گرداب قضاوت نکن:)
Designed By Erfan Powered by Bayan